مرتضى مطهري
285
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
7 . ظاهر اين است كه تمثيل مصباح در زجاجة ، زجاجة در مشكوة كه خود مصباح در بيت واقع شده باشد فقط براى كمال ظهور خداوند در خانهء وجود بيان شده است ، يعنى خصوصيت بودنِ مصباح در حجاب نورى زجاجة و بودنِ زجاجة در حجاب ظلمانى مشكوة منظور نيست . 8 . بوعلى در اشارات ، نمط نهم بدون آنكه بخواهد آيه را تفسير كند ، عقل هيولايى را مشكوة و عقل بالملكه را زجاجة و شجرة زيتونة را قوهء فكر و زيت را قوهء حدس و عقل بالفعل را مصباح و كمال حاصل از آن كه عقل بالمستفاد است نور على نور و قوهء حدسيهء شريفهء كامله را * ( « يكاد زيتها يضيئ و لو لم تمسسه نار » و عقل فعال را نار ناميده است . 9 . فخر رازى مىگويد : اگر كسى بگويد ميان جملهء « * ( الله نور ) * » و جملهء « * ( مثل نوره ) * » تناقض است زيرا مفاد جملهء اول اين است كه خداوند در ذات خود نور است و مفاد جملهء دوم اين است كه در ذات خود غير نور است و نورش غير ذاتش است ، جواب اين است كه نظير اين است كسى بگويد : زيدٌ كرمٌ و جودٌ ، آنگاه بگويد : ينعش الناس بكرمه و جوده . خلاصهء سخن فخر اين است كه * ( الله نور السموات ) * نظير « زيدٌ عدلٌ » است . 10 . اينكه گفتيم نور اسم خداست ، منافات ندارد با اينكه قرآن نور را به غير خدا اطلاق كرده باشد ، مانند اسم ظاهر و باطن و غيره ، مثل : * ( جعلنا له نوراً يمشى به ) * كه در مورد ايمان انسان است ، * ( و لكن جعلناه نوراً نهدى به من نشاء ) * كه ظاهر در مورد قرآن است ، * ( قد جاء كم من الله نور و كتاب مبين ) * كه در مورد قرآن است . 11 . با توجه به اينكه اساساً مفهوم « روشن » و « روشن كننده » از شئون هدايت است ، يعنى تنها در زمينهء روابط اشياء با يكديگر و غايب نبودن از يكديگر است ، مفاد اينكه مىگوييم خداوند نور است اين است كه خود پيداست يا لنفسه يا لغيره ، خودش از خودش پنهان نيست و از غير خودش نيز پنهان نيست .